جايگاه اشتغال زنان در سبك زندگي اسلامي

10 دی 10:22
اشتغال زنان، به صورتي كه امروز در تعاريف ما جاي گرفته، نقش‌هاي اصلي و مهم او را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. به بيان ديگر، سبك زندگي اسلامي‌ـ‌ايراني نه فقط خانه‌داري را يك شغل بسيار مهم مي‌داند، بلكه آن قدر براي نقش‌هاي مادري و همسري زن ارزش قائل است كه ديگر نقش‌هاي وي را در سايه‌ي اين دو وظيفه‌ي حساس تعريف مي‌كند.

 با نگاهي به آمار و ارقام مشاركت اجتماعي زنان مي‌توان دريافت اين مهم نيز همانند آمار قبولي دختران در دانشگاه سوار بر منحني صعودي مي‌تازد و زنان در عرصه‌ي اشتغال نيز همچون تحصيل مي‌روند تا از مردان پيشي بگيرند. با وجود اين، اشتغال زنان يكي از مسائلي است كه هنوز هم جاي بحث دارد. از همين رو، همواره كار كردن زن در خارج از خانه، با توجه به ويژگي‌هاي ذاتي و تأثيرگذار وي در خانواده و نقش‌هاي بي‌بديل مادري و همسري، با نگاه‌هاي منتقد همراه بوده است.
از سوي ديگر، بايد در نظر داشت مشاركت اجتماعي زن، به صورتي كه امروز در تعاريف ما جاي گرفته، نقش‌هاي اصلي و مهمي را كه سبك زندگي ‌اسلامي‌ـ‌ايراني براي وي در نظر گرفته است تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. به بيان ديگر، سبك زندگي اسلامي‌ـ‌ايراني نه فقط خانه‌داري را يك شغل بسيار مهم مي‌داند، بلكه آن قدر براي نقش‌هاي مادري و همسري زن ارزش قائل است كه ديگر نقش‌هاي وي را در سايه‌ي اين دو وظيفه‌ي حساس تعريف مي‌كند، زيرا اين نقش‌ها، بر خلاف ديگر وظايف تعريف‌شده در ساختار جامعه، هيچ جايگزيني ندارند.
در اين ميان اما بايد ديد مفهوم اشتغال در سبك زندگي اسلامي‌ـ‌ايراني چيست؟
آيا خانه‌داري شغل نيست؟
چرا يك زن زماني شاغل محسوب مي‌شود كه از محيط خانه فاصله بگيرد؟
اشتغال يك زن آيا وي را با تعدد نقش‌ها مواجه نمي‌سازد و حتي در صورت توانايي وي براي ايفاي شايسته‌ي تمامي اين نقش‌ها، آيا روح و جسم زن دچار خمودگي و فرسودگي نمي‌شود؟
با توجه به نيازهاي روحي فرزندان در تعامل با مادر، آيا فرزندان از اشتغال مادر آسيب مي‌بينند؟
اشتغال زن چقدر بر تعاملات خانوادگي وي و ايفاي نقش همسري اثر دارد؟
آيا ميان افزايش حضور اجتماعي زنان با بالا رفتن سن ازدواج، تأخير در فرزندآوري و كاهش رشد جمعيت كشور ارتباط معناداري وجود دارد؟
در ادامه به اين سؤالات پاسخ مي‌دهيم.
جايگاه خانه‌داري در سبك زندگي ايراني‌ ـ‌ اسلامي
شايد در نخستين گام براي بررسي آثار و پيامدهاي اشتغال زنان بر خانواده و جامعه بايد مفهوم اشتغال را مورد بازبيني قرار داد. اشتغال از جمله مفاهيم بنيادين و كليدي است كه در هر فرهنگي معنايي متفاوت پيدا مي‏كند. امروز در جامعه‌ي ما نيز اشتغال اغلب به همان معنايي رايج در غرب به كار مي‏رود؛ يعني كار درآمدزا. در اين فرهنگ، شاغل به كسي مي‏گويند كه در ازاي كار، دستمزدي دريافت كند. اما شغل در فرهنگ اسلامي بر مفهوم «كار» تأكيد دارد.
كار به معناي عام هر چيزي است كه برايش انرژي صرف مي‏شود؛ چه رسمي باشد چه غيررسمي، مزدبگير باشد يا في سبيل‏الله. بنابراين تعبير كار خانگي، خانه‏داري، پرورش فرزند، فعاليت زنان روستايي در بخش كشاورزي و مواردي نظير آن نيز به مفهوم كار است. در متون ديني نيز بر اين معنا از كار تأكيد شده است و همه مكلف به آن هستند.
از سوي ديگر، خانه‌داري حتي ارزش افزوده هم دارد. براي نمونه، اگر يك ماه هزينه‌ي كارهايي را كه خانم در خانه انجام مي‏دهد را محاسبه كنيد، ارزش كار آن‌ها مشخص خواهد شد و مشاهده خواهيد كرد كه خانه‏داري زن علاوه بر ساير محسناتي كه دارد از لحاظ اقتصاد فردي نيز مقرون به صرفه است و تأثير زيادي بر اقتصاد جامعه دارد. برآورد شده است كه كار منازل بين 25 تا 40 درصد ثروت ايجادشده در كشورهاي صنعتي را در بر مي‏گيرد.1
از هم پاشيدن ساختار خانواده، سپرده شدن كودكان به مهدهاي كودك با تمام آسيب‌هايي كه روان‌شناسان و جامعه‌شناسان براي آن برمي‌شمرند، آسيب‌هاي روحي و جسمي و حتي تجرد قطعي و منفي شدن رشد جمعيت، دستاوردهاي اشتغال زنان در غرب است و اين موضوع انديشمندان غربي را به كند‌وكاو و چاره‌جويي واداشته است.
علاوه بر اين فرآيند مهم تربيتي، عاطفي، اخلاقي و... نيز بر حضور مؤثر زن در خانه مترتب است. پس مي‌بينيم كه خانه‌داري نه فقط شغل محسوب مي‌شود، كه در حلقه‌هاي اقتصادي جايگاه مهمي را هم به خود اختصاص مي‌دهد.
بايدها و نبايدهاي اشتغال زنان از نگاه رهبري
از نگاه رهبر معظم انقلاب نيز اشتغال بانوان بايدها و نبايدهايي دارد. آسيب نرسيدن به نقش‌هاي اصيل زن، يعني مادري و همسري، و بحث رعايت حريم محرم و نامحرم و پرهيز از اختلاط، شروط اساسي است كه رهبر معظم انقلاب براي اشتغال بانوان جامعه بر‌مي‌شمرند.2
بنا بر تأكيد ايشان، نقش‌هاي همسري و مادري، بر خلاف ديگر نقش‌هاي تعريف‌شده در جامعه، بي‌بديل‌اند و فقط زن مي‌تواند از پس آن برآيد.3 به تعبير رهبر فرزانه‌ي انقلاب، فرزندآوري و تربيت فرزند و باز كردن گره از تارهاي فوق‌العاده ظريف عواطف كودك، تنها با سرانگشتان مادر امكان‌پذير است تا كودك دچار عقده‌ي‌ عاطفي نشود.4
از سوي ديگر، عدم رعايت حريم‌ها مي‌تواند نظام ارزشي و اخلاقي جامعه را به ورطه‌ي نابودي بكشد. اين اتفاق با سستي پايه‌هاي خانواده و بي‌اعتمادي شوهر آغاز مي‌شود و با پوك كردن پايه‌هاي سلامت اخلاقي خانواده به جامعه نيز كشيده مي‌شود.
بر همين اساس، مي‌توان اثرگذاري اشتغال بانوان بر نقش‌هاي مادري و همسري را مورد ارزيابي قرار داد.
بايد‌ها و نبايدهاي اشتغال بانوان
اشتغال زنان مانند هر پديده‌ي ديگري داراي وجوه مثبت و منفي است. در اينجا نيز بايد اهميت و تأثيرگذاري اين محاسن و معايب را بر فرد، خانواده و جامعه در نظر گرفت تا بتوان به يك قضاوت كلي از ترسيم جايگاه زن در مشاركت‌هاي اجتماعي دست يافت.
افزايش اعتماد به نفس، احساس استقلال، خودباوري و كمك به اقتصاد خانواده از محاسني است كه براي اشتغال زنان برشمرده مي‌شود، اما چالش‌هاي بسياري نيز در اين مسير وجود دارد؛ چالش‌هايي براي خود بانوان، فرزندان، خانواده و در نهايت جامعه.
پيامدهاي فردي اشتغال زنان
تحميل فشارهاي روحي و جسمي ناشي از تعدد نقش‌ها: اشتغال نقش‌هايي غير از نقش اصلي مادري و همسري به بانوان تحميل مي‏كند. اين تنش‌ها گاهي سبب تغييرات كلي در خلق‌وخوي زنان مي‌شود؛ به گونه‌اي كه روحيه‌ي لطيف و ظرافت‌هاي زنانه گاهي به طور كلي تحت تأثير قرار مي‌گيرد و اين مهم، هم بر رشد و تعالي فردي زن اثرگذار است و هم بر روابط خانوادگي وي.
تأخير در ازدواج: تجرد قطعي يا تجرد تا سنين بالا امري است كه در ميان زنان شاغل بيشتر به چشم مي‌خورد و استقلال مالي يكي از دلايل اين پديده است. اين موضوع صرف‌نظر از تبعات فردي، منجر به كاهش نرخ رشد جمعيت در جامعه نيز مي‌شود.
جا‌به‌جايي نقش‌ها و اولويت‌ها: زنان شاغل گاهي آن‌چنان در كار خود غرق مي‌شوند كه نقش‌ها و اولويت‌هايشان تغيير مي‌كند و اين تغييرات بر ارزش‌ها و انتظارهاي فرد، تفكر و تصميم‌گيري‌هاي وي تأثير مي‌گذارد و به مرور زمان، مسائل كاري بر مسائل خانوادگي، همسر و فرزندان اولويت مي‌يابد.
احساس گناه در مادران شاغل: مادران شاغل گاهي به علت نگراني از عدم حضور در كنار فرزندشان احساس گناه مي‌كنند كه اين احساس منجر به اضطراب و در نهايت، لطمه به كار و رابطه‌ي مادر و كودك مي‌شود و به صورت پرخاشگري، توجه بيش از اندازه به كودك و... بروز مي‌كند.
افزايش اعتماد به نفس، احساس استقلال، خودباوري و كمك به اقتصاد خانواده از محاسني است كه براي اشتغال زنان برشمرده مي‌شود، اما چالش‌هاي بسياري نيز در اين مسير وجود دارد؛ چالش‌هايي براي خود بانوان، فرزندان، خانواده و در نهايت جامعه.
پيامدهاي خانوادگي اشتغال زنان
سستي كانون خانواده: از نظر «آنتوني پارسونز» پايگاه اجتماعي خانواده و حفظ امنيت و آسايش خانواده از طريق درآمد شغلي مرد است و نقش زن ايجاد و حفظ روابط عاطفي درون خانواده است. پارسونز اين تقسيم را بهترين شكل براي حفظ وحدت خانوادگي مي‌داند و تداخل هر نقش ديگري را سبب بر هم خوردن تعادل زندگي به حساب مي‌آورد، زيرا به خصوص در حالت اشتغال زن، او تبديل به رقيب شغلي شوهر خود مي‌گردد و اين رقابت زن و شوهر با يكديگر سبب ناهماهنگي و نابساماني خانواده مي‌شود. به باور وي، نقش‌هاي متعارف زن و مرد معادل و مكمل يكديگر است.
سردي روابط با همسر: زن ويژگي‌هاي روحي متفاوتي از مرد دارد. از همين رو، چالش‌هايي كه در محيط كار به وجود مي‌آيد مي‌تواند خستگي‌هاي روحي و جسمي را براي وي به وجود آورد و اين خستگي‌ها بر روابط زناشويي و حتي كلامي زن تأثير مي‌گذارد و مي‌تواند منجر به سردي ارتباط او با همسرش شود. در نتيجه، تفاهم زن و مرد به تخاصم مبدل مي‌گردد و حتي مي‌تواند منجر به جدايي شود.
بروز روحيه‌ي مديريتي در برخورد با همسر: گاهي زنان شاغل، روحيه‌ي منعطف و مهربان خود را از دست مي‌دهند و روحيه‌ي مديريتي پيدا مي‏كنند كه اين مسئله نيز بر روابط آن‌ها با همسر تأثيرگذار است.
استقلال مالي و احساس عدم وابستگي: گاهي استقلال مالي و عدم وابستگي اقتصادي زن سبب تغيير روابطش با مرد مي‌شود. به بيان ديگر، رفتار استقلال‌طلبانه‌ي زن، اقتدار و مديريت مرد را خدشه‌دار مي‌كند و اين مسئله موجب بروز اختلاف در خانواده مي‏شود.
كم‌رنگ شدن حضور زن در خانه: اشتغال زن سبب مي‏شود تا زمان حضورش در كانون خانواده كاهش يابد و اين مهم، علاوه بر تأثير بر روابط او با همسر، فرزندان را نيز متأثر مي‌سازد.
انتقال خستگي ناشي از كار به خانه و عدم آمادگي جسماني و رواني براي برآوردن نيازهاي رواني و عاطفي اعضاي خانواده يكي ديگر از عوارض اين حضور كم‌رنگ است.
ارضاي نيازهاي كلامي و عاطفي زن در محيط كار: برخي از بانوان شاغل در محيط كار آن قدر با همكاران و مراجعان ارتباط كلامي دارند كه ممكن است در منزل نياز و انگيزه‌اي براي برقراري رابطه‌ي كلامي با اعضاي خانواده نداشته باشند. اين مسئله مي‌تواند به شكل مشكلات عاطفي و رفتاري و دوستي‌هاي افراطي و ناسالم در فرزندان بروز كند. در مورد همسر نيز ممكن است اين موضوع موجب بدخلقي و برقراري روابط عاطفي و كلامي ناسالم با زنان ديگر شود.
گاهي استقلال مالي و عدم وابستگي اقتصادي زن سبب تغيير روابطش با مرد مي‌شود. به بيان ديگر، رفتار استقلال‌طلبانه‌ي زن، اقتدار و مديريت مرد را خدشه‌دار مي‌كند و اين مسئله موجب بروز اختلاف در خانواده مي‏شود.
كاهش ارتباط با بستگان و دوستان: خانواده‌هاي شاغل، در مقايسه با خانواده‌هاي سنتي، وقت كمتري براي حضور در خانواده و اقوام دارند. از اين رو، به نوعي منزوي مي‌شوند و حمايت عاطفي و رواني و حتي مالي اطرافيان را از دست مي‌دهند.
غلبه‌ي ارتباطات كاري بر ارتباطات خانوادگي: گاهي ارتباطات دوستانه و روابط عاطفي در محيط كار و ميان همكاران از روابط و تعاملات خانوادگي پيشي مي‌گيرد؛ به گونه‌اي كه همان مدت زمان كوتاه حضور در خانواده نيز حضوري سرد است و اين به روابط خانوادگي بيش از پيش آسيب مي‌زند.
تأثير اشتغال مادر بر فرزندان
ارتباط فرزندان با مادر نه فقط در رفع نيازهاي كودك مؤثر است، بلكه بر حالات رواني و عاطفي وي نيز تأثير مي‌گذارد. مادران شاغل اغلب به دليل آنكه بخش مهمي از ساعات مفيدشان را در طول روز از فرزند جدا هستند، نمي‌توانند همانند مادران خانه‌دار به كودكان خود رسيدگي كنند. علاوه بر اين، آن‌ها در كنار خستگي جسمي و ذهني ناشي از كار، مسئوليت ‏خانه و خانه‌داري را هم به دوش مي‌كشند. از سوي ديگر، سپردن كودكان به مهد كودك هم چندان مورد تأييد كارشناسان نيست، چرا كه به باور آن‌ها اين كار ممكن است موجب بروز نابساماني‌هاي رواني خاصي در بزرگ‌سالي شود.
فاصله‌ي عاطفي از فرزند: روان‏شناسان معتقدند كودكان در سال‏هاي نخستين زندگي، نياز شديد عاطفي دارند و اين نياز تنها از سوي مادر تأمين مي‏شود و با هيچ نهاد جايگزين ديگري تأمين نمي‏شود. با شاغل شدن زن، كه مهم‏ترين نقش را در ايجاد تعادل عاطفي و رواني و ايجاد فضايل دارد، لطمه‌ي شديد روحي به فرزندش وارد مي‏شود.
كاهش نفوذ مادر در تابعيت‌پذيري فرزند: هر مسئله‌اي كه سبب دوري والدين از فرزندان شود از ميزان نفوذشان در آن‌ها كم مي‌كند. اشتغال مادر نيز اين دوري را پديد مي‌آورد و به اين صورت، بر تربيت صحيح فرزندان تأثير مي‌گذارد، زيرا فرزند ديگر حرف‌شنوي لازم را ندارد.
رفتارهاي تربيتي خارج از خط تعادل: خستگي‌هاي روحي ناشي از اشتغال در خارج از منزل گاهي سبب رفتار غيردوستانه و سخت‌گيري افراطي مادر مي‌شود و گاهي هم مادر مي‌كوشد تا ساعات نبودن خود را با هديه يا نوعي باج دادن به فرزند جبران كند و اين روند افراطي و تفريطي رفتار با فرزندان كليّت تربيت او را دچار خدشه مي‌نمايد.
عدم نظارت مستقيم بر فرزندان و غفلت از نيازهاي آن‌ها: پرخاشگري و عدم تمركز، اُفت تحصيلي و بحران‌هاي عاطفي در نوجواني حكايت از عدم نظارت مستقيم والدين و به خصوص مادر بر آ‌ن‌ها دارد و اين مسئله نياز به حضور و واكنش به موقع مادر در برابر رفتارهاي فرزندان را بيشتر به رخ مي‌كشد.
تضعيف جايگاه پدر: اشتغال مادر ممكن است نقش و جايگاه پدر را در بين فرزندان پسر مخدوش كند. فرزندان چون مي‌توانند بخشي از نيازهاي مالي خود را از طريق مادر برطرف نمايند، ممكن است نقش پدر را در منزل ناديده بگيرند و از كمك‌ها و راهنمايي‌هاي وي خود را بي‌نياز بدانند و به مرور زمان، پدر در انزوا قرار گيرد.
كم‌رنگ شدن نقش مادر به عنوان الگوي جنسيتي براي دختران: بي‌ترديد نخستين الگوي دختر، مادر است. دختر در تعامل با مادر، خانه‌داري، كدبانويي، شوهرداري، بچه‌داري و امثال آن را ياد مي‌گيرد و به تدريج، بخشي از مسئوليت زندگي را در خانواده بر عهده مي‌گيرد و خود را براي زندگي آينده آماده مي‌كند؛ اما حضور كم مادر در خانه و كانون خانواده اين الگو را بي‌رمق مي‌سازد.
دوگانگي در تربيت فرزندان: در طول زمان حضور در محل كار، مادر مجبور است فرزند يا فرزندان خود را به مهد كودك يا به افراد ديگري از فاميل مثل خواهر يا مادربزرگ بسپارد. اين در حالي است كه الگوهاي تربيتي مادر با ايده‌ها و روش‌هاي تربيتي مربيان مهدها و ديگران متفاوت خواهد بود و فرزندان با حالتي دوگانه در رفتار و افكار و ارزش‌ها رشد خواهند نمود.
روان‏شناسان معتقدند كودكان در سال‏هاي نخستين زندگي، نياز شديد عاطفي دارند و اين نياز تنها از سوي مادر تأمين مي‏شود و با هيچ نهاد جايگزين ديگري تأمين نمي‏شود. با شاغل شدن زن، كه مهم‏ترين نقش را در ايجاد تعادل عاطفي و رواني و ايجاد فضايل دارد، لطمه‌ي شديد روحي به فرزندش وارد مي‏شود.
آثار اجتماعي اشتغال بانوان
اگرچه پيامدهاي فردي، خانوادگي و آثار اشتغال مادر بر فرزندان همگي مي‌توانند به طور غيرمستقيم جامعه را متأثر سازند، اما اشتغال زنان به طور مستقيم نيز تبعاتي براي جامعه دارد. از جمله تبعات اين امر مي‌توان به كاهش رشد جمعيت و بيكاري مردان اشاره كرد.
1. اثر اشتغال بانوان با نرخ رشد جمعيت در كشور
2. نرخ رشد جمعيت در كشور ما نيز با كاهش چشمگيري مواجه شده است؛ كاهشي كه به باور بسياري از صاحب‌نظران ارتباط معناداري با افزايش اشتغال بانوان در دهه‌هاي اخير دارد.
كم شدن ميل به فرزندآوري: زنان شاغل به سبب تعدد وظايف ترجيح مي‌دهند فرزندان كمتري داشته باشند تا بتوانند از پس ايفاي نقش مادري برآيند. در نتيجه امروز تك‌فرزندي پديده‌ي غالبي است كه در خانواده‌هايي كه در آن‌ها زن شاغل است بيشتر ديده مي‌شود. گاهي هم شاهد فاصله‌ي سني زيادي بين بچه‌ها هستيم كه آسيب‌هاي خودش را دارد.
تأخير در فرزندآوري: در كشور ما و بر اساس ضعف قوانين و اجراي نامناسب آن‌ها، زنان شاغل براي از دست ندادن شغلشان ناگزيرند فرزندآوري را به تأخير بيندازند.
3. بيكاري مردان
زنان اغلب نيروي كار ارزان‌تري به شمار مي‌روند و به دليل آنكه مسئوليت مديريت مالي خانواده با آنان نيست، راحت‌تر زير بار مشاغل كم‌درآمد مي‌روند. همين امر موجب مي‌شود شركت‌ها و مؤسسات به استفاده از نيروي زن تمايل داشته باشند و در اين ميان، مردان بيكار مي‌مانند. اين موضوع يكي از نگراني‌ها و دغدغه‌هاي جامعه‌ي امروز ما نيز هست.
راهكارها
در برابر آسيب‌هايي كه براي اشتغال بانوان برشمرديم، راهكارهايي نيز وجود دارد؛ راهكارهايي كه مي‌توان علاوه بر در نظر گرفتن مسائل اقتصادي خانواده، آرامش روحي و رواني بانوان، نهاد خانواده و فرزندان را نيز در آن‌ها منظور كرد.
1. توجه به ارزش و اهميت خانه و خانه‌داري:شايد در نخستين گام لازم باشد تا با نگاهي دوباره به جايگاه خانه‌داري و ارزش همسري و مادري، بازتعريفي از اشتغال و مفيد بودن بانوان جامعه ارائه شود. مطابق تعريفي كه ارائه شد، خانه‌داري متقارن با بيكاري نيست، بلكه خانه‏داري و ايفاي نقش مادري و همسري، بستر فرهنگ‏سازي و اصلاح اجتماع و رشد انسان‏هاست؛ همچنان كه در آيات و روايات ما نيز به ارزش مادري و همسري زنان توجه ويژه‌اي شده است.
2. احياي ارزش مادري و اهميت تربيت فرزند
3. تقسيم كار ميان اعضاي خانواده
4. پرهيز از تجمل‌گرايي و رعايت اعتدال و قناعت در هزينه‌ها و مخارج زندگي و به نوعي بازگشت به سبك زندگي ايراني و اسلامي سبب كاهش چشمگير نيازهاي مادي خانواده مي‌شود و ديگر نيازي به اشتغال هم‌زمان زن و شوهر براي تأمين هزينه‌ها نيست.
5. گسترش كارهاي نيمه‌وقت يا پاره‌وقت براي بانوان
6. جدي‌تر شدن بحث دوركاري و در نظر گرفتن اولويت براي دوركار شدن زنان، به خصوص مادران داراي فرزند كوچك
7. تفكيك محيط‌هاي شغلي مردان و زنان براي پيشگيري از بروز برخي آسيب‌هاي اخلاقي
8. توسعه‌ي مشاغل خانگي و توسعه‌ي مشاغل محلي
9. امكان به دست آوردن فرصت شغلي پس از وقفه‌ي چند ساله به دليل انجام فعاليت‏هاي مادرانه
10. حذف كشيك‏هاي غيرضروري در ساعات شب براي زنان
11. ايجاد فرصت‏هاي شغلي جديد در عرصه‏هاي متناسب با روحيات بانوان
12. جدي گرفتن بيمه‌ي زنان خانه‌دار براي كاستن از دغدغه‌هاي معيشتي اين قشر مفيد و مؤثر
اين‌ها از جمله مواردي است كه همت و باور مسئولان و سياست‌گذاران جامعه را مي‌طلبد و اگر جدي گرفته شود، مي‌تواند تا حدود زيادي از مشكلات بانوان در زمينه‌هاي اقتصادي بكاهد.
نتيجه‌گيري
اشتغال بانوان هرچند منعي ديني يا اجتماعي ندارد، اما با آسيب‌هايي در ابعاد فردي، خانوادگي و اجتماعي همراه است. هرچند كم نداريم بانواني را كه با رعايت بايدها و نبايدهاي اشتغال، كه مهم‌ترين آن‌ها آسيب نديدن نقش مادري و همسري و پرهيز از اختلاط با نامحرم است، علاوه بر مشاركت اجتماعي موفق، نقش‌هاي اساسي خود را نيز به شايستگي انجام مي‌دهند. اما نمي‌توان انكار كرد اين مهم نيازمند همراهي و همدلي تمامي اعضاي خانواده است. در غير اين صورت، فرسودگي و كسالت روح و جسم بانوان شاغل امري دور از انتظار نخواهد بود.
از سوي ديگر، با كندوكاوي جدي در برخي از پژوهش‌ها و مقالات حامي اشتغال زنان و معرفي اين موضوع به عنوان نياز واقعي و مطالبه‌ي جدي زنان، ردپاي تفكرات فمينيستي را مي‌توان در آن‌ها مشاهده كرد كه آگاهانه يا ناآگاهانه وارد اين مفاهيم شده‌اند. به هر حال، تفاوت‌هاي جسماني و روان‌شناختي زنان و مردان و تفاوت بين بافت ديني‌ـ‌فرهنگي جامعه ما با جوامع اروپايي و غربي از مواردي است كه اشتغال بانوان در جامعه‌ي ما را از جوامع اروپايي متمايز مي‌سازد.
هرچند نمي‌توان براي مثبت يا منفي بودن اشتغال بانوان نظر قطعي ارائه كرد، اما به نظر مي‌رسد نقش‌هاي بي‌بديل زنان در محيط خانواده آن قدر مهم است كه نمي‌توان آن را با هيچ نقش ديگري مقايسه كرد و حيف است اين تعهد تأثيرگذار آسيب ببيند يا به آن خدشه وارد شود.(*)
منابع:
1. گيدنز، 1373، ص 196.
2. بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در سومين نشست انديشه‌هاي راهبردي.
3. همان.
4. همان.
*زهرا چيذري؛ كارشناس مسائل فرهنگي/انتهاي متن/

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما