نظاميان ترامپ در افغانستان؛ تغييري تاكتيكي در استراتژي ثابت واشنگتن

4 شهریور 10:22
تصميم «دونالد ترامپ» رئيس جمهوري آمريكا براي افزايش حضور نظامي در افغانستان، نه اتخاذ يك استراتژي جديد بلكه گزينش تاكتيكي متفاوت از تيم «اوباما» است براي تحقق هدف ثابت حضور هميشگي آمريكا در افغانستان كه پس از جنگ سرد، غنيمت ژئوپليتيك واشنگتن است و حفظ آن در صدر دستور كار كاخ سفيد قرار دارد.

«دونالد ترامپ» رئيس جمهوري آمريكا روز دوشنبه 30 اسد (22 اوت) راهبرد تيم خود را در خصوص افغانستان اعلام كرد و از تقويت نيروهاي آمريكايي در اين كشور خبر داد. وي در اين سخنراني تلويزيوني كه از پايگاهي نزديك گورستان نظامي «آرلينگتون» محل دفن تعدادي از سربازان آمريكايي كشته شده در افغانستان، انجام شد، اعلام كرد ابتدا قصد داشته اين نيروها را از افغانستان خارج كند اما مشاورانش استدلال كرده اند كه با توجه به افزايش قدرت وپيشروي تروريست هاي «طالبان» در اين كشور، تقويت حضور نظامي ايالات متحده در افغانستان براي جلوگيري از سقوط احتمالي دولت كابل ضروري است.
ترامپ به خروج نيروهاي نظامي آمريكا از عراق در سال 2011 (در دوره دوم رياست جمهوري «باراك اوباما» رئيس جمهوري پيش از خود) اشاره كرد و آن را اقدامي «شتابزده» دانست كه موجب حضور گروه تروريستي «داعش» و قدرت گرفتن آنها در اين كشور شد و تاكيد كرد ايالات متحده نبايد اجازه دهد اتفاق مشابهي در افغانستان روي دهد. (البته نظاميان آمريكايي از عراق خارج نشده اند بلكه كاهش تعداد آنها در عراق كه در راستاي رويكرد كاخ سفيد مبني بر كاهش بودجه نظامي و حضور مستقيم نظامي در خاورميانه بود، انجام شد. پس از اين اقدام، از حضور نظاميان آمريكايي در مناطق شهري كاسته شد و آنها در پايگاه هاي نظامي در مناطق غيرشهري مستقر شدند.)

بوش در افغانستان: جنگ عليه ترور، دمكراسي سازي تهاجمي
بعد از حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001 در نيويورك و واشنگتن، «جرج دبليو بوش»، رييس جمهوري وقت آمريكا، استراتژي رسمي كاخ سفيد را «جنگ عليه ترور» (War on Terror) اعلام كرد و در جايگاه رهبر ائتلاف جهاني عليه ترور و با هدف اعلامي ساقط كردن حكومت «طالبان» و برقراري حكومتي دمكراتيك به افغانستان حمله كرد. آمريكا در ذيل اين حمله براي نخستين بار در پنج جمهوري آسياي مركزي بجا مانده از فروپاشي شوروي به طور مستقيم حضور پيدا كرد. در واقع، افغانستان در ذيل سياست جنگ عليه ترور كه بعد از يازده سپتامبر به يكي از سياست هاي رسمي اعلامي آمريكا در خارج از مرزهاي خود تبديل شد، راه را براي بهره برداري هرچه بيشتر واشنگتن از فرصت هاي ژئوپليتيك افغانستان و در مقياسي وسيع تر، خاورميانه وجنوب شرق آسيا هموار كرد.
موقعيت جغرافيايي افغانستان، سخنان مقامات پيشين آمريكايي و مرور سياست هاي دولت اوباما درباره افغانستان تنها برخي از شواهدي است كه نشان مي دهد آمريكا نه تنها قصد خروج از كشور را ندارد بلكه تيم ترامپ قصد دارد متناسب با شرايط منطقه اي و بين المللي تاكتيك خود را براي تداوم حضور در كشور تغيير دهد تا استراتژي كلان و ثابت واشنگتن مبني بر تداوم هژموني جهاني خود را اجرا كند. در واقع، مي توان تقويت حضور نظامي آمريكا در افغانستان را ابزاري براي تحقق شعار انتخاباتي ترامپ مبني بر بازگرداندن شكوه و عظمت به آمريكا دانست اما ترامپ و جمهوريخواهان جنگ طلب به جاي ديپلماسي كه راه مطلوب اوباما به نظر مي رسيد، راه «تهاجم» را برگزيده اند.

اوباما در افغانستان: نظامي گري ديپلماتيك
وقتي اوباما در سال 2009 به كاخ سفيد وارد شد، سران القاعده به پاكستان گريخته و طالبان بار ديگر تشكيلات خود را سازماندهي كرده و حالت تهاجمي به خود گرفته بودند. شرايط امنيتي در پاكستان، قرقيزستان و تاجيكستان نيز در حال افول بود و ارتش آمريكا هشدار داد كه امكان خيزش مجدد القاعده و تسلط طالبان بر تمام افغانستان وجود دارد. اوباما نيز در همان سال در سه نوبت، 17 هزار، 4 هزار و 30 هزار سرباز آمريكايي را به كشور اعزام و ماه ژوييه سال 2011 را آغاز خروج نظاميان آمريكايي از كشور تعيين كرد. تيم اوباما تا پايان ماه مارس سال 2015، تعداد سربازان آمريكايي را در افغانستان كاهش و طي روندي ديپلماتيك، نقش نيروهاي امنيتي افغانستان را در ميدان هاي مستقيم جنگ افزايش داد و «ناتو» (سازمان پيمان آتلانتيك شمالي» و «نيروهاي بين المللي كمك به امنيت» (آيساف) و همچنين مشاوران نظامي آمريكايي را مامور تعليم آنها كرد. اوباما در پايان ماه مارس سال 2015 روند خروج نيروهاي آمريكايي را از افغانستان كند واعلام كرد تا پايان سال 2015 حداقل 9800 سرباز آمريكايي در كشور باقي خواهند ماند و كمتر از 6 ماه بعد، اعلام كرد 9800 سرباز آمريكايي طي بخش اعظم سال 2016 در افغانستان باقي مي مانند و كاهش تعداد آنها به 5500 نفر از اواخر سال 2016 يا اوايل سال 2017 آغاز خواهد شد. وي تاكيد كرد تداوم حضور ايالات متحده در افغانستان براي امنيت امريكا و كشوري كه از طالبان و ساير متحدانش در القاعده و شبه نظاميان «داعش» به ستوه آمده، حياتي است چرا كه شرايط امنيتي افغانستان همچنان بسيار شكننده است و نيروهاي امنيتي افغانستان هنوز آن ميزان كه بايد قدرتمند نيستند.

كلينتون، بوش، اوباما، ترامپ؛ آمده ايم كه در افغانستان بمانيم
اشرف غني، رئيس جمهور پس از«حامد كرزي»، در ماه ميزان سال 1393 (30 سپتامبر 2014)، يك روز پس از اينكه در جايگاه رئيس دولت قرار گرفت، توافقنامه امنيتي را با آمريكا امضا كرد كه در بخشي از آن شرايط تداوم حضور نظاميان آمريكايي در كشور تشريح شده است. اين قرارداد حداقل تا سال 2024 معتبر است و بر اساس آن نظاميان آمريكايي از مصونيت قضايي برخوردارند. بيل كلينتون رييس جمهوري دمكرات سابق آمريكا قبل از بوش پسر، پيش از آغاز حمله اين كشور به افغانستان در يك مصاحبه مطبوعاتي اعلام كرد: «در زمان رياست جمهوري من، بودجه محرمانه اي براي حمله به افغانستان تصويب شد و حتي نيروهاي ويژه نيز براي اين اقدام آموزش ديدند و اما آن زمان افكار عمومي آمريكا براي اين حمله آماده نبود، اما اكنون موافق حمله است.» بوش پسر حمله نظامي را كليد زد و اوباما در پوشش مشاوره و ايفاي نقش مستشاري، ردپاي نظاميان آمريكايي را كاهش و هزينه تامين امنيت در افغانستان را با ناتو و آيساف تقسيم كرد و نيروهاي افغانستان را به ميادين جنگ با تروريست ها فرستاد تا جان سربازان آمريكايي هرچه كمتر به خطر بيفتد.
اكنون ترامپ كه از تصميم خود براي افزايش تعداد نيروهاي آمريكايي در افغانستان خبر مي دهد رويكرد جديدي اتخاذ نكرده است. اشرف غني و«ينس استولتنبرگ»دبيركل ناتو نيز از اين راهبرد استقبال كرده اند.
ژنرال «جان نيكلسون» فرمانده فرمانده نظاميان آمريكا و ناتو در افغانستان، روز پنجشنبه، 2 اسد در يك نشست خبري مشترك با سفير آمريكا در كابل تصريح كرد كه آمريكا، افغانستان را ترك نخواهد كرد و از اين پس اقدامات خود را بر اساس مهلت هاي زماني انجام نمي دهد، بلكه متناسب با وارد عمل خواهد شد.

افغانستان: غنيمت ژئوپليتيك پايان جنگ سرد براي آمريكا
افغانستان به‌ عنوان يك سرزمين محصور در خشكي، مجاور با خليج ‌فارس به ‌عنوان كانون انرژي و مسير تعيين كننده ترانزيت انرژي، مركز توليد مواد مخدر در جهان و مجاور با آسياي مركزي به عنوان «حياط خلوت» شوروي سابق، در زمان جنگ سرد نيز در سياست هاي آمريكا و شوروي سابق و رقابت آنها با يكديگر نقش مهمي داشت. «ريچارد نيكسون» رييس جمهوري سابق آمريكا در دهه 1970 ميلادي، در سال 1994 كتابي با عنوان «فراسوي صلح» نوشت و به نوعي دستور كاري براي سياست خارجي كشورش بعد از جنگ سرد ارائه كرد: «افغانستان اهميت استراتژيك خود را به‌عنوان عامل سرنوشت‌ساز در آسياي مركزي از دست نداده است. همچنان كه شوروي وقتي در سال 1979 به افغانستان حمله كرد نشان داد كه از اين اهميت به‌ خوبي آگاه است. امروز هم ما بايد اين واقعيت ژئوپليتيك را دريابيم.»
در واقع، تسلط بر افغانستان، سالها آرزوي واشنگتن بوده و ايالات متحده برنامه اي براي خروج از افغانستان ندارد. اين كشور گرچه اساساً خارج از حوزه‌ي امنيتي آمريكا است اما در مجاورت با آسياي مركزي غني از انرژي، روسيه، چين، پاكستان و ايران قرار دارد. افغانستان كه در دهه 1980 ميلادي به تله اي براي شوروي سابق تبديل شد، پس از فروپاشي بلوك شرق به غنيمت ژئوپليتيك براي واشنگتن تبديل شد كه بدون ترديد حفظ و حضور موثر در آن در صدر دستور كار دستگاه سياست خارجي اين كشور قرار دارد. به عبارت ديگر، دونالد ترامپ، در حال طي همان مسير كلان است و شايد بتوان گفت به رسم معمول جمهوريخواهان و با توجه به اينكه هدف اعلامي تروريست هاي بين المللي كه خود را «داعش» مي نامند، مختل كردن امنيت آمريكا و متحدانش است، ترجيح داده نظامي گري علني و تهاجم را در پيش بگيرد.

آذين صحابي؛ كارشناس اروپا- آمريكا

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما