گفت‌و‌گويي با عاليه عزيزي اوپياني شاعره‌ي عارفه

4 مرداد 19:58
سر زمين باستاني ما جايگاه شاعران و عارفاني است كه صفحات تاريخ ادبيات كشورمان را در هر دوره‌ي تاريخ درخشش خاصي بخشيده است. در زمره شاعران متقدم نسوان مي‌توان از رابعه بلخي،مخفي بد خشي و ده ها شاعره‌ي مستعد ياد آور شد كه از افتخارات و غناي معنوي ما محسوب مي‌گردند.

در عصر حاضر با درنظر داشت مشكلاتي كه دامنگير دوشيزگان و بانوان كشور مااست الحمدالله شاعراني چيره دستي چون راحله يار،عزيزه عنايت، صالحه واصل، شفيقه يارقين، فريبا آتش، بهار سعيد، پروين پژواك، ليلا صراحت، حميرا نگهت، شهلا ولي‌زاده، تهمينه طهورا، شفيقه اصغر نعمت، انجيلا پگاهي،ناهيد غزل، ميترا،فوزيه رهگذر،مينا و ده‌ها تن ديگر - كه نمي‌توان همه را تذكر داد- ياد آور شد كه با بيان اشعار و نوشته‌هاي شان بالنوبه خدمات فر هنگي را در داخل و خارج كشور انجام داده و مي‌دهند كه گل‌هاي سر سبد جامعه مااند.
ما عده‌اي از شاعراني داريم كه روي بعضي ملحوظات نتوانسته اند در رده‌ي شاعران در رسانه ها قرار گيرند،اما مو جوديت شان‌را نمي‌توان انكار كرد .و هم‌چنين عده‌اي كثيري از شاعراني كه از نسل جوان اند و در داخل كشور قرار دارند و بنا به عدم تماس نتوانسته‌ايم با آنها معرفت حاصل كنيم كه آنان نيز رهنوردان راه هنر شعر اند.
با استفاده از فر صت دست داشته شاعره و عارفه‌ي خوش بيان را به معرفي مي‌گيرم كه مجموعه شعري‌اش بنام «شمع فروزان»مسمي است.
اين بانوي سخنور و شاعره و عارفه‌ي محترمه عاليه عزيزي اوپياني، است كه مانند ديگران از سفر كرده هايي است كه در مهاجرت بسر مي‌برد و شما را به خوانش مصاحبه شان فرا مي‌خوانم.
----------------------------------------------------------------------


ظفر: عاليه جان چه مدتي است كه به سرايش شعر روي آورده ايد و چرا؟

عاليه عزيزي: در صنف ششم مكتب بودم كه به سرودن اشعار پر داختم. البته رؤيا هاي كودكي ام خيلي دلچسب بود، بنا به خوابي كه ديده بودم از مطالعه ديوان حافظ شيرازي و ميرزا بيدل در آن زمان الهام گرفتم و بعد روحيه‌ام را بكلي دگر گون ساخت. چون والده‌ي عارفه‌ام اطفال را درس قرآن كريم مي‌داد من هم قرآن كريم را نزد مادر بزرگوارم تمام كردم، در حين زمان در تدريس همراه‌شان كمك مي‌كردم. اولين شعرم را در صنف ششم سروده‌ام كه مطلع آن اين بود:
فضيلت شأن و شوكت را بهي است
جهالت بي خرد را گمرهي است.


ظفر:اشعار تان تا جاي كه من خوانده‌ام جنبه هاي عارفانه دارد، نظر شما در مورد چيست؟
عاليه عزيزي: در باره‌ي اين سوال تان بايد بگويم كه من چون در يك خانواده متدين بدنيا آمده‌ام از همان آوان كودكي به قرائت قرآن كريم گوش مي‌دادم البته بعد از درس قرآن پاك كتب ديني و ديوان شعراي متذكره را نزد والده‌ي ماجده‌ام خوانده بودم، بدين لحاظ بيشتر اشعارم جنبه‌ي عرفاني دارد.


ظفر: زندگي يك شاعر و شاعره با همسرش كه شاعر و شاعره نيست،آيا مشكل نيست؟ اين را بخاطري پرسيدم كه حالات شاعرانه مجزا از زندگي عاديست.شاعر دفعتا الهام مي‌گيرد و بايد به اسرع وقت ابيات الهام شده‌اش را بنگارد كه اكثرا باعث مزاحمت در زندگي خانوادگي مي‌گردد؛ نظر شما درين مورد چگونه است؟

عاليه عزيزي: گر چه سوالي مشكلي است مگر براي من مشكلي بزرگ و درد سري تا بحال خلق نكرده است. خدا را شكر، شوهرم انسان شعر دوست است.به شعرا احترام خاصي دارد، بدين لحاظ در هر حالت آنقدر سخت گير نبوده وقتي الهام مي‌گيرم آزادانه در هر مو قع به كارم مشغول مي‌شوم كه از اين جهت در غياب از نزدش تشكري مي‌كنم.


ظفر: آيا گاهي اتفاق افتاده كه در خواب شعر سروده باشيد، و اگر چنين بوده از همان شعر تان ابياتي بيان كنيد؟

عاليه عزيزي:بلي در خواب هم اشعاري سروده‌ام، بعد بر خواسته آن‌را در صفحه‌ي كاغذ به رشته‌ي نگارش كشيده ام. اينك طور نمونه چند بيت آنرا مي‌نويسم:

در خواب عجب جمال او را
ديدم رخ بي مثال او را

نورش متجلي شد به عالم
آشفته‌ي او تمام آدم

رخساره‌ي او بود طرابناك

لو لاك لما خلقت افلاك

•••••
مرغ شب‌تاب دلم پرواز دارد سوي او
بشنود از عرش ذكر لا الله الاهو

شد ملائك در سجود و قعده و حمد و ثنا

نا له‌ها سر مي‌دهد با خويش دارد گفتگو
•••••

ظفر: آيا شاعر و شاعره بدون داشتن عشق مي‌توانند شعر بسرايند و اگر چنين است پس عشق چيست؟
عاليه عزيزي:به جواب اين سوال تان بايد بگويم كه عشق شعر مي آفريند، بدون عشق انسان نمي‌تواند كه شاعر شود. عشق از نگاه شاعرعارف ميل مفرط و شديدي به چيزي است. عشق درياي بلا و جنون الهي و قيام قلب است، عشق يك نوع رياضت است.


ظفر:در مورد چاپ مجموعه شعر، كه خواست و آرزوي هر شاعر است شما كدام اقدام نموده ايد و يا در نظر داريد كه مجمو عه‌اي را به زودي به زيور چاپ بياراييد؟

عاليه عزيزي:در باره كتابم بايد بگويم كه يك مجموعه كو چكي از اشعارم تحت عنوان «شمع سوزان»در سال 2011 در كابل به طبع رسيد. چند كتاب هاي ديگرم بنام هاي «غنچه هاي نورس»، «گنجينه‌ي عزيزي»و «دانه هاي مرواريد در صدف»كه شامل پارچه هاي كو چك نثر و داستانهاي منظوم است، انشاالله اگر حيات باقي بود به زودي به زيور طبع آراسته خواهد شد.
آخرين مجموعه ام تحت عنوان «لاله هاي دشت شاديان»است كه تا حال به پايه تكميل نرسيده است .
در اخير از شاعر وارسته و دانشمند آغاي ظفر كمال امتنان دارم كه زمينه‌ مصاحبه بامن را فراهم نمودند. موفق باشيد.

نمونه كلام

دو بيتي
به كوه طور دل داري تجلي
به اين آيينه رويم كن تما شا
شدم پيدا زخاك تيره و تار
بكن از لطف خاك تيره زيبا

چشم دل
به بوسه گاه محبت مكان جان باشد
مرا به كلبه‌ي عشق تو ام مكان باشد
گشاي چشم دل اي سائل مقام والا
كه يار ما ز دگر ديده ها نهان باشد
بسوخت دفتر و ديوان واژه اندوه
ز نام عشق و محبت قلم روان باشد
مكن دريغ نگاهت «عزيزي»از چمنش
كه از نگاه او گلزارها جوان باشد.

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما