اشعار خواندني بانوي شاعر اهل سنت كشورمان در وصف حضرت علي(ع)

7 مرداد 18:16
عايشه دراني» از شعراي اهل سنت است كه لوح وجودش در درياي محبت اهل بيت عليهم‌السلام شست‌وشو يافته و از عمق وجود اشعاري نغز در وصف ائمه اطهار و مولاي است. متقيان سروده «عايشه دراني» از شاعران اهل سنت و منتسب به سلسله دراني سدوزايي حكام در افغانستان بود كه در قرن يازدهم و در دوره حاكميت تيمور شاه دراني مي‌زيسته است.

پدرش «يعقوب علي خان باركزايي دراني»، فردي صاحب منصب و نظامي بود كه در حاكميت وقت به عنوان «توپچي باشي» خدمت مي‌كرد.

عايشه دراني از شاعران معروف روزگار خود بود كه در 20 سالگي سرايش شعر را آغاز كرد و در 125 سال پيش براي اولين در زمان «امير عبدالرحمن» ديوان اشعار او در كابل منتشر شد.

به تازگي براي اولين بار در سال 1386 خورشيدي ديوان اشعار او با عنوان «ديوان عايشه دراني» به كوشش «عفت مستشارنيا» محقق و پژوهشگر كشورمان توسط «انتشارات عرفان» در تهران منتشر و در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفت.

طبق بررسي «عفت مستشار نيا» و آن گونه كه در ديوان عايشه دراني نيز آمده است اشعار فرواني در نعت و ستايش پيامبر بزرگ اسلام و اهل بيت پيامبر(صلي الله) و يا به تعبير خودش پنجتن و دوازده امام اختصاص دارد.

عايشه در قصيده 45 بيتي حضرت زهرا (سلام‌الله عليها) را توصيف كرده و صفات و القاب دختر پيامبر اسلام را بر شمرده است.

ياد و نام پيامبر اسلام و اهل بيت آن حضرت بخصوص امام علي (عليه السلام) و حضرت زهرا(سلام‌الله عليها) ديوان عايشه دراني را عطر آگين كرده است.

در ديوان وي اشعار و قصايد فرواني در ستايش و منقبت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب، آمده است كه نشان از عمق علاقه اين شاعر به امام علي(عليه السلام) را نشان مي‌دهد:

يا شاه نجف شير خدا حيدر كرار

اي محرم راز ازلي ، واقف اسرار

هم حيدر هم صفدر و هم فاتح خيبر

تيغ نظرت صف شكن لشكر كفار

فيض از كرمت يافته هر شاه و گدايي

كان كرم و بحر عطا ابر گهر بار

هم مقصد و مقصود رجال و زنسائي

اي فخر ولي، كنز سخا سالك اطوار

هم ناصر هم غالب و هم شاه ولايت

هم خاك در تست شفاي دل بيمار

هر دل كه درو حب علي نيست بترقد

هركس نبود خادم تو باد نگونسار

هم خالص هم مخلص هم كلب درت را

شك نيست گر ايزد بدهد جنت و گلزار

هرجا كه بود خوف و خطر شمع هدايت

از يكه و يك دانه من باش خبر دار

عايشه به اذيال كرم دست رجا زد

چون هست و عطا و كرم و لطف تو بسيار

در قصيده‌اي ديگر امام علي(عليه‌السلام)، از زبان عايشه اين گونه وصف شده است:

يا علي علم غيب مي‌داني

واقف رازهاي پنهاني

هم امام و صحاب و يار ولي

شاه مردان و شير يزداني

هم امين و امان و ملك و وجود

قوت روح و راحت جاني

والي هر دو كون شاه نجف

شاه و شاهان و مير ميراني

كنز الطاف معدن كرمي

زوج بنت حبيب سبحاني

آشكار و نهان خفي جلي

صفدر و شهسوار ميداني

كاشف سر باطن و ظاهر

هم قوار چهار اركاني

عالم السر عالم ملكوت

ورق نا نوشته مي‌خواني

اسد الله غالبي حيدر

از جبين تو صبح نوراني

زينت و زيب ملت ديني

ساقي بزم جام عرفاني

در درياي لامكان هستي

بر همه شهريار خاقاني

فابض و فيض بخش و فيض رسان

ملجا و لطف مستمنداني

هم حبيب و طبيب و هم شافي

محرم ريش درد منداني

الغياث الغياث سرو دين

هم تو جد شه خراساني

راه گم كرده‌ام هدايت كن

سالك و ضامن غريباني

عقده از كار بسته‌ام بگشا

كارها را تو مشكل آساني

اوفتاده‌ام به بحر طوفاني

نظر لطف حيدر كرار

كشتي من شدست طوفاني

خامه عاجز شود ز او صافات

هرچه خواهي كني تو بتواني

وصف تو در بيان نمي‌گنجد

رفعتت را نباشد امكاني

اسدالله سرم فداي تو باد

دل و جانم توراست قرباني

همچو كلب او فتاده در كويت

گر براني مرا وگر خواني

دست عايشه دامن كرمت

در سخا نيست چون تو سلطاني

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما