درد بي‌رغبتي جوانان به ازدواج با "اقدامات نمادين" درمان نمي‌شود

16 مهر 17:8
اين روزها در آستانه هفته ازدواج كه از روز ازدواج حضرت علي (س) و حضرت فاطمه (س) آغاز مي‌شود، خبرهاي بسياري در رسانه‌ها منتشر مي‌شود مبني بر اينكه مسئولان و رؤساي سازمان‌ها و ادارات در اين خبرها به شرح و بيان اقدامات انجام شده در حوزه ازدواج و جوانان مي‌پردازند.

عمده مشكلاتي كه اين روزها كارشناسان به مثابه دلايل اصلي كاهش انگيزه و تمايل ازدواج در جوانان نام مي‌برند، در دو حوزه مشكلات اقتصادي و تغييرات فرهنگي خلاصه مي‌شود؛ كه با توجه به اصل هميشگي شناخت ريشه مشكلات براي درمان آن، لازم است جهت افزايش آمار ازدواج در همين دو حوزه نيز سرمايه‌گذاري شده و راهكار ارائه شود.

از مشكلات اقتصادي كه اما و اگرهاي فراوان دارد و ارائه وام و تشكيل صندوق‌هاي كمك مالي به زوجين همواره پر چالش بوده و به گفته بسياري با توجه به هزينه‌هاي واقعي ازدواج درد چنداني هم از مشكلات جوانان دوا نكرده است كه بگذريم، به مسئله مهم ديگر يعني نقش تغييرات فرهنگي در كاهش تمايل جوانان به ازدواج مي‌رسيم كه دليل اصلي عدم تمايل به ازدواج بسياري از جوانان است، زيرا آنچه از تحليل‌ها و تحقيقات كارشناسان در رشته‌هاي مختلف بر مي‌آيد، ظاهراً همان قدر كه ممكن است مشكلات برخي از جوانانِ مايل به ازدواج ناتواني اقتصادي و مسائلي همچون نداشتن شغل مناسب، درآمد كافي، مسكن و ناتواني از پرداخت هزينه‌هاي ازدواج باشد، بسياري از جوانان نيز با توجه به داشتن اين گزينه‌ها و امكان اقتصادي براي ازدواج، تنها به دليل مسائلي مانند: ترس از شكست، فرار از مسئوليت‌پذيري، عدم تعهد و وفاداري، نگرش منفي نسبت به جنس مخالف و تشكيل خانواده، نااميدي از حمايت‌هاي قانوني در هنگام پيش آمدن مشكل در ازدواج و به طور كلي احساس مساوي دانستن ازدواج با محدوديت، از ازدواج فراري هستند.

اگرچه براي گروه اول و حل مشكلات اقتصادي چالش‌ها و دردسرهاي زيادي وجود دارد كه به نظر مي‌رسد حل آن به سادگي امكان‌پذير نيست، اما براي گروه دوم كه تنها نيازمند انجام كارهاي فرهنگي و الگوسازي مناسب هستند، شايد كمي ‌همت و احساس مسئوليت بتواند راهگشا باشد. لكن آنچه دقيقاً اين قبيل كارها را با شكست رو به رو كرده است، نگرش نسبت به كارهاي فرهنگي به مثابه اقدامات نماديني است كه تنها قرار است شرح كاري باشد براي كارمندان و مسئولين اين عرصه، تا در پايان سال ليست بلندبالايي از اقدامات فرهنگي و بيشتر نمادين تهيه شود كه نشان‌دهنده زحمات ايشان باشد. اگرچه واقعاً زحمات و تلاش‌هايي در اين عرصه انجام مي‌گيرد، اما شايد عدم وجود دغدغه ذهني و درگير نشدن عميق اين افراد با موضوع، منجر به بي‌حاصل بودن اين اقدامات و ماندن در سطح اقدامات نمادين مي‌شود.

براي مثال انجام اقداماتي چون نام‌گذاري يك روز در سال به عنوان روز ازدواج، ثبت يك روز در سال به نام روز بدون طلاق و عدم اجازه به دفاتر ثبت براي ثبت طلاق، برگزاري همايش‌ها و نشست‌ها، تشكيل كارگروه‌ها و خلاصه برنامه‌هايي از اين دست هرگز نمي‌تواند اقدامي‌ فرهنگي محسوب شده و عملاً جواني را ترغيب به ازدواج كند.

اين اقدامات اگرچه لازم، اما تنها نمادين محسوب مي‌شوند و نبايد به مثابه انجام كارهاي فرهنگي در ادارات و معاونت‌هاي عريض و طويل فرهنگي ارائه شوند. همچنان است توليد و پخش فيلم‌ها و سريال‌هايي كه نه به شكل مضموني و زيرپوستي، بلكه كاملاً مستقيم و صريح به اين مضامين مي‌پردازند و به گونه‌اي سطحي و بدون ايجاد گره، ازدواج را تبليغ مي‌كنند و در نهايت هرگز نمي‌توانند حتي جوانان را براي تماشاي اين برنامه‌ها پاي تلويزيون بنشانند، چه رسد به آنكه ذهن و نگاهشان را نسبت به ازدواج مثبت و متمايل كند.

مثال ديگر از آنكه چنين اقداماتي تا چه اندازه "نمادين" و بدون ذوق و خلاقيت انجام شده و لاجرم چون از دل نمي‌آيد، بر دل هم نمي‌نشيند، آن است كه توجه كنيم به فراگيري "روز ازدواج" در ميان جوانان در مقايسه با روزهايي چون "ولنتاين"، كه به كل چهره شهر عوض مي‌شود. روزي كه نه تنها ربطي به فرهنگ و مذهب ما ندارد، بلكه حتي در تاريخ ما بي‌سبقه است و بيش از چند سال از ورود آن به كشور نمي‌گذرد و هيچ اقدام دولتي و فرهنگي هم براي آن صورت نگرفته است. اما تبليغات مؤثر، هوشمندانه و با ذوق و سليقه مروجان آن در خارج و داخل كشور، توانسته آن را به شكلي در ذهن و دل افراد جاي دهد، كه امروزه مي‌بينيم نه تنها جوانان درهر گروه سني، آن را كاملاً جدي گرفته و پاس مي‌دارند، بلكه بسياري از زوج‌هاي مسن هم با توجه به شور و حال عمومي ‌موجود در خيابان در اين روز، براي هم گلي مي‌خرند و تبريكي مي‌گويند.

(در همين زمينه: جوانان و استقبال از ولنتاين)

اين مثال شايد به خوبي اهميت فرم و محتواي تبليغات، ميزان دغدغه و علاقه‌مندي متوليان آن نسبت به موضوع، استفاده از ظرافت‌ها و ظرفيت‌هاي سمعي و بصري براي بازنمايي سوژه به شيوه‌اي جذاب و دلنشين و در نهايت اهميت آشنايي مسئولين ذي‌ربط با ذهنيت‌ها، علاقه‌مندي‌ها و دغدغه‌هاي جوانان را در كارهاي فرهنگي نشان مي‌دهد.

اين مسائل نشان مي‌دهد، تلاش‌ها اگر از سطح اقدامات نمادين بالاتر رفته و واقعاً فرهنگي شود، مي‌تواند حداكثر ظرف چند سال شور و انگيزه‌اي را ميان جوانان نسبت به ازدواج ايجاد كرده و حداقل روز ازدواج را از يك روز مهجوركه تنها ارگان‌هاي دولتي و رسانه‌هاي داخلي به بازتاب آن مي‌پردازند، تبديل به دغدغه عمومي ‌و يك مناسبت فراگير براي خانواده‌ها و جوانان كند.

ارسال نظرات

نظرات شما

نظر شما